صدا بزن که سحرها کمی بلند شوم
مرا به وقت مناجات غرق خواب مکن
همیشه خواسته هایم برای نفسم بود
دعای من که دعا نیست مستجاب مکن
همین که ترس برم داشته خودش کافیست
تو با عتاب دلم را پر اضطراب مکن
عتاب کردن تو بدتر از جهنم است
جهنمم ببر اما دگر عتاب مکن
چقدر جار زدم من که دوستم داری
بیا مقابل مردم مرا خراب مکن
خودت اجازه نده بعد از این گناه کنم
زیاد روی من و توبه ام حساب مکن
اگر که عبد نبودم نجف نمیرفتم
مرا به خاطر شاه نجف عذاب مکن
سوا مکن که همه با همیم جان حسین
همه غلام حسینیم انتخاب مکن
برچسب:
نویسنده: نیکا اسماعیلی